خونه‌ی شیشه‌ای گل‌ها

خونه‌ی شیشه‌ای گل‌ها

گل‌هایی برای خوندن!

آهای زیبای وحشی نیاد به چشم سیاهت اشکی...

MP3

"... رویای من شدش دنیای من

بهاش این بود رو دل بشینه غبار غم

دنیای تو آزاد از مجادله‌ست

دنیای من آخرش یه قمار تلخه، اَه!

پُر گُرگای پَسته

دنیات شیرینه، نذار با من اوقاتت تلخ شه، من

غما می‌کنن محاصره‌ام و با غریبه و آشنا تو مبارزه‌ام

هی ببین، اعتباری به فردای ما نیست

اشکات نریزن مثل برگای پاییز 

زمستون قرار نیست ببینیم همو، من

نمی‌رسم به قرار پاریس، ببخشید

نمی‌تونم باشم امسال باهاتو

باید بدون من بکنی تو پیدا راتو، تو دلم

باز کردی ولی انگار جاتو، ببخشید

باید قایم کنم احساساتو، این

دنیا نداره رحم عزیزم

تو هم سخت نگیر پس 

تقدیر من جنگیدنه و نمی‌میرم تا عشقتو پس نگیرم..."

 

نگاهِ روشنت

MP3

"...محرم نبودی ابرکم هُرم نفس‌های منو

همراه دلتنگی شدن، هم‌بغض عاشق بودنو

محرم نبودی تا بگم

اون مرد تنها که رسید

هم رنگ چشماتو گرفت

هم یاس رویاهامو چید..."

چون امروز آسمون گرفته‌ست و دل منم گرفته، این آهنگو اینجا قرار می‌دم. قدیمیا می‌دونن که من چقدر آهنگ‌های مرتضی رو همیشه دوست داشتم. راستی در این میان شماهایی که خیلی وقته منو می‌شناسید باید گاهی چیزهای تکراری اینجا ببینید. چون مهربان هرازگاهی(شایدم بیشتر از هرازگاهی) به گذشته برمی‌گرده. همین الان این جملات از ذهنم گذشت: 

گذشته و آینده هردو غیر قابل دسترسی‌اند. منتها گذشته قطعیت داره و آینده نه. شاید خیلیا به خاطر همین قطعیت به گذشته‌ها بیشتر برمی‌گردند.

گل گندم

MP3

"...خوش به حالت که هنوز خورشیدُ باور می‌کنی

روی شونه‌های مهتاب موهاتو تر می‌کنی

خوش به حالت که تبر بوسه به ساقت نزده

آفت دختر سرما، توی باغت نزده

 

گل گندم واسه ما دشمنی آزاده هنوز

روی لب‌ها جای حرف زمزمه‌ی باده هنوز

گل گندم یه نظر عاشقی آزاده می‌گن

همه این فتنه‌ها زیر سلطه‌ی باده می‌گن

با همه فتنه‌ی آتیش‌بازی دست خزون

گل یخ ریشه نزد تو ذهن سرد باغچه‌مون

 

گل گندم یه نظر شعرامو آفتابی بکن

گل گندم دلمو با خنده‌هات آبی بکن

گل گندم شبمو با خنده مهتابی بکن

خوش به حالت گل گندم

خوش به حالت گل گندم

خوش به حالت گل گندم

خوش به حالت گل گندم"

این آهنگه یه زمانی خیلی بین وبلاگ‌نویسا ترند شده بود و خیلیا اینو به عنوان آهنگ وبشون برمی‌گزیدند. همیشه حس عجیبی بهش داشتم. تو گویی زمین خالیست و داری برای آخرین‌بار با تنها بازمانده‌ی اینجا یعنی گل گندم صحبت می‌کنی. یه احساس دوگانه‌ست بین نوازش و مرگ. امیدوارم نفهمی که چی می‌گم. شب بخیر✨

بذار بچرخیم دور باطل حیاتُ

MP3 

"... من همین‌جام ولی نه اونقدر که باز

بتونه کسی یه چیزی ازم بخواد

بتونه کسی یه چیزی ازم بفهمه

بمونه یه جوری یه چیزی ازم به یاد..."

.

.

.

"... من کلی ضربه خوردم از سادگی‌ات

کلی طول کشید که بشی واقع‌بین

کلی برگ ریختم رو این خاک پیر

که تو زنده‌ای الان و سالمی

تو وطنِ بیگانگی

ما جوونه زدیم تو هر پارگی

بیا آینده‌تو به آغوش بگیر

ما که آشنا نشدیم به تازگی

شبِ آبی می‌ده غروبِ صورتی

نه، ما هیچ‌کاری نکردیم زورکی 

نمی‌شه هیشکی هیچ‌جوری توم اسیر

تا زنده‌ست کودکی‌ام..."

 

پ.ن: روزی که با سهراب سپهری و بهرام شروع می‌شه باید روز جالبی باشه. "خواهیم دید چه خواهد شد."

 

گره‌ی روحی

MP3

من هروقت از نظر روحی با کسی گره می‌خورم خودش متوجه می‌شه، بدون اینکه من حرفی بزنم یا کاری کنم. جالبه. این از معدود چیزهای جالب این دنیاست. حتی برای کسی که چیزهای زیادی براش جالب نیستند.

خوب بخوابین بچه‌های خوب بلاگیکس✨

پ.ن: آهنگ بالا از نظر متن ارزش ادبی زیادی نداره، ولی وایب خوبی بهم می‌ده ؛) یه حال و هوای سایکویی داره(یه کوچولو البته🤏🏼) کورسشم مدت‌هاست توی ذهنم تکرار می‌شه...

از یاد رفته

MP3

I sip it in the way he likes
Ruby red, lockin' eyes
Lipstick kisses with no ice
On the edge, paradise

And you walked in, big-ass grin
Talkin’ like we're friends, honey, what were you thinkin'?
He loves me, I love him
Look at you, just look at you now!

You’re so embarrassin'
Go cry when no one's watchin'
I can't imagine it
How does it feel to be forgotten
How does it feel?
I hope one day you heal
How does it feel to be forgotten?
Forgotten?

I know it must be difficult
I know it isn't what you thought, no...

Ahora todo está dicho y hecho
Todo está olvidado

مثل دختربچه‌ای که برای درآوردن حرص دوست سابقش که با پررویی تمام بهش گفته بود بهتر از اون توی دنیا وجود نداره، دوست جدید و بهتری پیدا کرده و در حالی که دستشو محکم گرفته داره بهش زبون‌درازی می‌کنه.

اما بعد اتفاق غیرمنتظره‌ای می‌افته. دوست سابقش برخلاف همیشه به جای اینکه پررو‌بازی دربیاره و مسخره‌اش کنه، گریه می‌کنه. در همون آن چیزی درون دخترک تغییر می‌کنه. خشمش تبدیل به ترحم می‌شه و می‌بینه دوست سابقش در حالت عریانی چقدر خجالت‌آوره، در حالی که قبلاً خودش رو طور دیگه‌ای نشون داده بود، اون قبلاً یه آزارگر روانی بود... 

حالا که حقیقت عیانه، دخترک آرزو می‌کنه زخم‌های دوست سابقش مرهم بیابند. اون دیگه برنمی‌گرده ولی دست کم خشمگین هم نیست.

چشمانش

MP3

"...کوه باش و دل نبند

رود باش اما بمون

اشک شو اما نه تو غم،

تو اوج خنده

یادت نره قولتو

نشه چیزی خسته کنه تو رو

یادت نره زندگی

یه وقت یادت نره زنده‌ای..."

به یاد قالیچه‌ی پرنده و مردمِ گرفتاری که آن‌روزها از پیش چشمانم می‌گذشتند و "حضور من رویشان خط نمی‌انداخت". به یاد تک‌درخت مُشرف به خیابان که جلوی صورت خیسم را نمی‌گرفت. به یاد رهایی باد لا‌به‌لای موهایم و دختری که می‌خواست کوه باشد و دل نبندد. به یاد نامه‌های ورتر به لوته که پس از گذر سال‌های طولانی به دست دخترکی از این گوشه‌ی کره‌ی زمین افتاده بود و سرک کشیدن‌های بی‌شرمانه‌ی او در عاشقانه‌های جوانک بی‌نوا. به یاد همه‌ی ملال‌ها در دلِ تاریکیِ وجود و ساعت دوم که گرم بود و نمی‌گذشت. به یاد بازگشت به دنیای نامه‌های کاغذی، عشق‌های راستین، طبیعت. به یاد آغوش‌های دردناک تک‌نفره و انسان‌های خودخواه ترحم‌برانگیز. به یاد ذوق‌نگاشته‌های بی‌ذوق، بی‌رنگی، ملال، ملال، ملال. به یاد ادراک جدید، اشک‌های غنی، سبک‌بالی عمیق. به یاد تنهایی و متعلقاتش. و در فرجام به یاد «او و دوستانش».

 

تا مرز جنون

MP3

"...با من برقص رو خاک و خون..."

ما آدمای بدی نبودیم. ما غمگین و افسرده نبودیم. ما بیمار نبودیم. ما فقط درمونده بودیم و اسیر و خیلی طول می‌کشه تا تو اینو بفهمی.

«تمام زندگی می‌گرفت از تشنگی خنده‌ام»

MP3

"... خیلی از هم‌سفرای من تو راهم نموندن

بیخیالشون،

حتی اسمشون یادم نموندن..."

 

پ.ن 1: این آهنگ پیشرو برام خیلی خاصه💙

 

پ.ن 2: شاید براتون سوال شده باشه که چرا تازگیا آهنگامو به این شکل براتون می‌ذارم. دلیلش بلد نبودنم نیست. برچسب‌ Music رو که دنبال کنید، می‌بینید قبلاً به همین شکلی که شماها آهنگاتونو می‌ذارید، منم می‌ذاشتم. ولی گاهی پلیرها غیرفعال می‌شن و حداقل اینجوری می‌تونم امیدوار باشم فایلش اینجا بمونه. البته اگه این سایتای آپلود فایلامونو پاک نکنند!

رنجِ درک‌نشدنی

MP3

All of this time I've been trying to resolve the pain

That we've been constantly exposed as an often strength

Maybe you'll find there's a start and a stopping place

I follow my heart always and felt the pain

 

It's been so hard the task to resolve

Investigating ourselves

Becoming what we don't want to be

Suffering all by ourselves

Will you realize what has happened here

Will you repair all the falling tears

As long as I'm holding

I'm facing the strength in my heart

 

Nobody knows the pain that you're in

No one will try to understand

Nobody knows the life that you've lived

Nobody cared no one was there

 

Why won't you help me

Why won't you tell me

It's been hurting

It's all just been hard from here

 

Will you realize what has happened here

Will you repair all the fallen tears

As long as I'm hoping

Will recover it all rediscover

 

آوازهای خوانده نشده

MP3

[جنگلِ تاریکِ مه‌گرفته‌ی وجود که باشکوه است].

The songs you never sung
Are the ones you know
The longing never watered
Is the one that grows

The fog you see ahead
Is where you want to move
Before a sudden wind
Takes everything from you

The lips you haven't met
They kiss you in your dreams
The longing never bared
Aches to be revealed

Hear me
Follow this calling
I know you see me
Try to believe me
Hid away your longing will only grow
And you'll only grow colder

You lived for love alone
At first it didn't show
That it was love itself
You were letting go

The light that shone for once
It colors all you see
The longing never lost
Is the one you keep

Hear me
Follow this calling
I know you see me, fear me
But try to believe me
Hid away, your longing will only grow
And you'll only grow older

Cryin' alone on the ride home

MP3

NF عزیزم :))

What's life without you? I don't wanna know, yeah

...Goodbye, I'm not ready to say, so

I'll just act like you're here

Call your phone up, leave a voicemail

And then text you to call me back later, it's fine

No need to rush, it's alright

"I'll stop by tomorrow to say "Hi

We could play cards until midnight

'This ain't the end, you're not goin

You just found a new place to call home

Home

Home

من بی‌تابم!

MP3

"...رویام بزرگه. گفت برا رسیدن بهش دو راه جلوته:

پاشو برنامه کارتو بچین

یا بخواب و خوابشو ببین..."

مسئولیت‌پذیرتر از اونم که همه‌چیز رو بندازم گردن تقدیر و شرایطم. البته کسی نمی‌تونه این موضوع رو انکار کنه که شرایط فعلی چقدر از جنبه‌های متفاوتی بهم آسیب زده. هرچقدرم دلم بخواد میام اینجا غر می‌زنم. به هرحال کسی که مجبور نیست نوشته‌های منو بخونه. اما می‌دونم این ورژنی که خواه ناخواه بهش تبدیل شدم رو‌ دوست ندارم. مهربان آدم مدام ناله کردن نیست. آدم انتقاد کردن و ریدن به هرچیزی که سرجاش نیست هستا. آدم بروز دادن خشم هستا ولی قربانی نیست و نمی‌خواد که باشه. به هرحال یه راهی پیدا می‌کنیم. اگه نبود می‌سازیم. می‌خوام به اصل خودم برگردم. 

 

پ.ن: روتین داشتن اگرچه خسته‌کننده‌ست مخصوصاً اواسطش، ولی لازمه. با این حال مثلثی که ویلسون گفت رو منم دوست ندارم. اگه شوقی نداشته باشی و فقط روتین داشته باشی، با یه ربات فرقی نخواهی داشت.

دوران کذایی

MP3

هرشب که این صفحه رو باز می‌کنم، به جز وضعیت فعلی‌مون که جلوی خیلی چیزها رو گرفته، چیزی به ذهنم نمی‌رسه. یعنی هیچ‌چیزی برام از این پررنگ‌تر نیست که بهش بپردازم. چرا، گاهی هم از احوالاتم می‌نویسم ولی این موضوع چنگالاشو از روی گلوم برنمی‌داره و فعلا بیشتر احوالاتم از همین جاده می‌گذره. من یقین دارم که به ورژن قبل جنگم برنخواهم گشت. خواه ناخواه از اتفاقات اخیر رنگ گرفتم و به راستی هم چه رنگ بدی! کدر شدم انگار، راکد شدم. «من همونم که یه روز می‌خواستم دریا بشم، می‌خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم، آرزو داشتم برم تا به دریا برسم، شبُ آتیش بزنم تا به فردا برسم.» اما الان؟ الان یه مردابِ پیرم که حرفاش فقط غرغره. شادی و چیز مثبت‌گونه‌ای درونم نیست که اونو با آدما شریک شم و امیدوار هم نیستم. چرا دروغ بگم؟ همیشه از بچگی بهمون می‌گفتند: «نذار کسی حقتو بخوره... تو باید بتونی حقتو پس بگیری». این روزا خیلی به این جملات فکر می‌کنم و با خودم می‌گم دیدی چجوری حقمونو خوردند؟ طبیعی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقمونو که اینترنت باشه؛ تنها دلخوشی خیلیامونو[می‌فهمی تنها دلخوشی یعنی چی؟] دیدی نتیجه‌ی عقب‌نشینی سرکوب بود؟ و دیدی انفعال ستمگر رو تا چه حد پرروتر می‌کنه؟ می‌خوام این چیزا رو یادم بمونه، برای خودم. می‌خوام گریه‌های هرشب این دخترک رو یادم بمونه، وقتی از ته یه چاه تاریک به بالاسرش نگاه می‌کرد و روزنه‌ی امیدی نمی‌دید. می‌خوام یادم بمونه که چقدر خسته شده بودم. با خودم می‌گم یعنی این روزا می‌گذره؟ بالاخره تموم می‌شه؟ روانی که از دست دادم چی؟ دوباره بهم برمی‌گرده؟ و آیا ما بالاخره روزهای خوبو خواهیم دید؟ قسمت غم‌انگیز ماجرا اینه که جواب همه‌ی این پرسش‌ها مبهمه.

پروانه‌ها را رها کردن باید.

MP3

"...به کسی چه کلا همه‌چی؟

زندگیمه اگه لب تیغ

تنهام چون آدما گم می‌شن

بهشون فقط یه «نه» بگی

به کسی چه که عصبی‌ام؟

بیزارم از پند و نصیحت 

حال منم خوبه اینجوری

زندگی کنم تو خریت

زندگی کنم با احتمال

منتظر شانس و اتفاق 

از دور راحته این زندگی

کی دید مارها رو رو پله‌هام؟..."

دیشب خواب دیدم که اون همه‌چیزو فراموش کرده و دیگه زجر نمی‌کشه. انگار ذهنم می‌خواست برای آخرین‌بار اونو برام به تصویر بکشه و تیکه‌های پازل رو برای همیشه کامل کنه. سعی می‌کنم خوشحال باشم از اینکه خوبی، حتی اگه به قیمت فروریختن باورهام درباره‌ی تو و احساسات آدمی‌زاد بوده باشه. این بار اول نیست که چنین چیزی بهم ثابت می‌شه‌. "پرواز کن، برو. رویاهات قشنگن." قلبتو آزاد کن و دیگه به خاطر من رنج نکش. ذاتا اگه رنجی هم بود از روی جبر بود نه اینکه خواهان خودخواسته رنج کشیدن بوده باشی. تو همیشه خودخواه‌تر از این حرفا بودی، مثل بیشتر آدما :) فکر می‌کنم آدمی‌زادی که خودخواه نباشه، از دسته‌ی آدمیان خارج می‌شه ولی من و تو همچنان اندر خم این کوچه‌ باقی موندیم و تو اندکی بیشتر. 

ورق‌های خیس

MP3

روی آوردم به آهنگ‌های نوستالژی. چقدر ممنون شدم که دست کم اینا رو دارم، وگرنه این روزا رو چجوری باید می‌گذروندم؟ شاید شما اعتیاد زیادی به موسیقی نداشته باشید ولی برای منی که جهنم رو توی همین دنیا و همین زمان و همین نقطه‌ی کره‌ی زمین تجربه کردم، موسیقی یکی از معدود روزنه‌های نجاته. 

این روزها برام خیلی سخت می‌گذرند. اون روزی که آسمون تهران سیاه شده بود رو یادتونه؟ تا ظهر هنوز معلوم نبود که روزه یا شبه. آسمون در تیره‌ترین و غم‌انگیزترین حالت خودش بود. دقیقاً یادمه چه حسی داشتم. احساس می‌کردم یه پتوی سنگین از آسمون دور تهران پیچیده شده و داره خفه‌مون می‌کنه. الان هم این حسو دارم[مرواریدها روی گونه غلتان]. من واقعاً این خفگی رو احساس می‌کنم. دایره‌ی چیزهایی که باهاشون می‌تونم از واقعیت فرار کنم هم هرروز تنگ‌تر می‌شه. همینجوریش ما هیچی توی این مملکت نداشتیم. همین اینترنتم ازمون گرفتید. آه و نفرین من و خیلیای دیگه پشت سرتونه.

رو به جلو همچنان مُصِر

MP3 

1. آدمه و نوسانات روحی و احساسی‌اش.

2. کاش شایع از چشمام نیفتاده بود.

3. «من نه این دیوار اتاقم مداله، نه حتی کسی بهم داده تو مدرسه لوح، اما همیشه میشینم ترک جلو، گوه می‌خوره کسی به من بگه تو»

4. دروغ گفتم اما بازم همیشه میشینم ترک جلو و گوه می‌خوره کسی به من بگه تو.

5. «چی می‌خوای باشی واقعاً؟ آرزوت چیه لااقل؟ یه الگو با یه باور یا یه برنده از آخر؟»

6. بهش فکر می‌کنم.

رنگِ مسی

MP3

یه بار که یه کانفیگی وصل شد و تونستم وارد تلگرام بشم، این آهنگو دانلود کردم. خیلی هم منتظر موندم که سایت‌های ایرانی بذارنش تا بتونم به همون شکل پست پایینی براتون قرارش بدم ولی نذاشتنش. به خاطر همین به این شکل غیرمستقیم می‌ذارمش. بعدا که قرارش دادند اگه یادم بود درستش می‌کنم.

«...بیا که وقتش رسیده

چشمام به راهت خشکیده

صبر هزار سال من

دیگه به آخر رسیده

هیچکسی هم‌صدام نبود

شریک غصه‌هام نبود

کسی که مثل تو باشه

حتی تو قصه‌هام نبود...»

پروانه در برف

MP3 

گنجینه‌ی آهنگ‌های عزیزمو باز کردم و این یکیو از توش بیرون کشیدم. این آهنگ واقعاً برای من عزیزه❤️ به خاطر آدمی که اون موقع بودم؛ یعنی ورژن قدیمی‌تر من.

«اگه گفتم که مثلت هست زیاد، فقط واسه این بود که حرصت دربیاد.»

اون زنده موند

MP3

"برای قلبش و روحش و باوراش زنده موند

حتی اگه خواستن نذارن جا براش

غرور و ترس و کینه از تو قلبش رفت

وقتی تمام خاطرات تلخو دفنش کرد..."

تقریباً تمام متنشو دوست دارم. ورس صادق هم خیلی خوبه :))

شاید آدما می‌نویسن که فراموش نشن...

شاید هم برای اینکه احساساتشون نگنده...

فقط اینو می‌دونم که یه نویسنده ذاتا همیشه می‌نویسه، هرجایی که باشه...