6

رویای آنه بالاخره به حقیقت پیوست و اون دیگه رسماً «آنه‌ی گرین گیبلز» شد. 

دیالوگ‌های جالب این قسمت:

«+تو تا به حال سعی نکردی واقعیتو طور دیگه‌ای برای خودت مجسم کنی؟

_نه تا به حال نکردم...

+چقدر بد... پس نمی‌دونی چقدر قشنگه...

_من خوشم نمیاد که روزا تو خواب راه برم. من از چیزهایی که دارم و می‌بینم راضی هستم. با واقعیت کنار بیا آنه!»

«+دیانا چه شکلیه؟ امیدوارم موهای قرمز نداشته باشه وگرنه خیلی بد می‌شه. چون من که به اندازه‌ی کافی موهام قرمزه. وای به حال اون موقع که دوست آدمم موهاش قرمز باشه!

_دیانا یه دختر خیلی خوشگل کوچولوئه. چشماش قهوه‌ایه و موهاشم تقریباً سیاهه و صورت بانمکی داره. اما به عقیده‌ی من اگه آدم خودش خوب باشه، ظاهرش مهم نیست...

+وای... چقدر خیالم راحت شد از اینکه خوشگله... چون اگه زشت بود من باید غصه‌ی اونم می‌خوردم و این برام یه دردسر می‌شد. پس بنابراین دوست خوشگل داشتن خودش یه نعمته!»

پ.ن: کتی موریس دوست خیالی آنه در آینه خیلی جالب بود!