آدمِ امن

«چرا انقدر برات سخته که آسیب‌پذیر باشی؟» این یکی از دیالوگ‌های سریالیه که این روزا مشغول دیدنشم و همین امروز از جلوی دیدگانم رد شد. بهش فکر کردم. واقعاً چرا برای یکی نشون دادن آسیب‌پذیریش می‌تونه سخت باشه؟ اینجا بحث اعتماد کردن مطرحه. ناگهان توی ذهنم یه جرقه‌ی دیگه خورد. یاد دیالوگی افتادم که سال‌ها پیش دیده بودم. می‌گفت: «من به تو اعتماد دارم و معنای این برای من بالاتر از اینه که دوستت دارم.» هرچی بیشتر ذات واقعی آدما رو بشناسی، کمتر می‌تونی در قلبتو به روشون باز کنی. کمتر می‌تونی اعتماد کنی و به تبعش دور‌ و برت هم خلوت‌تر می‌شه. دیگه به ندرت می‌شه کسی رو پیدا کرد که آدم بتونه خودشو بی‌پروا بهش بسپره و نگران هیچی نباشه. خلاصه شایستگی اعتماد آدما رو داشتن درجه‌ی بالایی از انسانیت و امن بودن رو می‌طلبه.

+جنگ اصلی هرکسی با درون خودشه.