تو رگی
یکی از قشنگیای سریال Kara Sevda برای من مکانهای مشترکیه که کمال و نیهان اونجاها وقت میگذروندند. هر جایی که توش خاطرهای ساخته بشه، بعدها با همون خاطره به یاد آورده میشه، به خصوص که با کسی که خیلی دوسش داری اون خاطرهها رو ساخته باشی. مثلاً «دیوار گریه» که روش نوشته شده بود: «!Nihan kemali seviyor»، جایی بود که اون دوتا بهش تکیه میدادند و گریه میکردند. اما مسئله اینجاست که اون دیوار به خودی خود معنایی نداشت. کمال و نیهان بهش معنا داده بودند. یا اون چاهه که نیهان رازهاشو بهش میگفت. حتی اون درختچهی گل که یه بار آرزوشونو بهش بستند تا برآورده بشه و... میخوام بگم وقتی کسی رو عمیقاً دوست داشته باشی، بیشتر سراغ چیزهای مشترک دونفره میری. بیشتر خاطره میسازی. حتی بیشتر سعی میکنی به چیزهای بیمعنا معنا ببخشی که فقط برای شما دو نفر بشه. چیزهایی که فقط خودتون درکش کنید. یه سری از روابط اما در این حدی که گفتم عمیق نمیشن و جالبه که دونفر هم باهاش مشکلی ندارند. حالا از اینا بگذریم. ببین عزیزم یه سری آدما هیچوقت از قلبت پاک نمیشن. حتی اگه خودتو به در و دیوار بکوبی. همونطور که اون دوتا سعی کردند ولی نشد. مدتها گذشت و نشد. آدمای دیگه رو دیدند و نشد. یه سری آدما تو عمیقترین نقطهی قلبت قفل میشن و از چشات میزنن بیرون :)))) حالا اگه شک داری که تو قلبت میمونه یا نه، سعی کن کس دیگهای رو دوست داشته باشی. اگه موفق شدی که اون «تو رگیات» محسوب نمیشده ولی اگه نه، به حرف من ایمان بیار💙