یک در هزار

خانم بهبهانی می‌گه: «و اینک به سقف سفید چشم دوخته‌ام که در ضمیر من پرده‌یی‌ست پرنقش و نگار از گذشته و حال.» دیشب این وضعیت رو با چشمانی گریان موقع خواب داشتم.

بعدشم خواب دیدم خیلی برای خط چشم کشیدن دارم تلاش می‌کنم و هربار خیلی بد از آب درمیاد. دیگه آخراش اعصابم خورد شده بود :| از بین هزاران سکانسی که تو خوابم عوض شد این یکی رو خیلی خوب یادم مونده و نمی‌دونم هم چرا.