من و تو باید به فردا برسیم.
"... دل من دریاییه، چشمه زندونه برام..."
توی این آهنگ یه مسئلهای نظرمو جلب کرده. اولش میگه «من» ولی آخرش همهی جملهها با «ما» تموم میشه. یه جور سیر تکامله.
این روزها سندروم شروع سریال بیقرار گرفتم و بیشتر هم توی سینمای کره دارم پرسه میزنم. فکر میکنم دلیلش اینه که سریالاشون شامل یه سری از دغدغههای منم میشه. نمیدونم به پرسه زدن ادامه بدم یا جلوی خودمو بگیرم. درواقع بیشتر دلم میخواد فیلم ببینم تا سریال.
از آدما و دنیاشون بیزارم. از دغدغههای احمقانهشون. از زندگیهای ماشینیشون. از آپارتمانهای کوچیک کنار همشون. از اینهمه فشردگی و تجمع. حتی از دوستیهاشون که بوی تعفنِ دورویی و بدخواهی میده. بلاگیکس رو هم دیگه دوست ندارم :)
شب به خیر✨