زندگی















































Shrinking(season 1)🎬
فصل اول این سریال رو تموم کردم و تصمیم گرفتم در موردش بنویسم. به این دلیل که ممکن بود اسکرین شاتهای این فصل با فصلهای بعدی قاطی بشه و ابدا اینو نمیخواستم. در کل مهربان این سریالو دوست داشت چون به نظرش تجلی یه زندگی طبیعی از آدمیزاد بود با همهی غرایز و احساساتش و آدمهایی توش بودند که برای پذیرش خودشون و شرایط زندگیشون تلاش میکردند. این پذیرا بودنه باعث احساس راحتی میشد، حتی در مخاطبی که از این فضا فرسنگها دوره. موضوع جالب توجه اینه که دوستان عزیز، دغدغههای این افراد با ماها خیلی متفاوته. در حالی که توی یه کشوری در خاورمیانه ما دغدغهی جنگ و خرج خونه و گرونی و حجاب و اینترنت و کوفت و زهرمار رو داریم، اینا به مسائل دیگهای فکر میکنند که از نظر ما آدمهای پوستکلفت، سوسول بازی به حساب میاد. بنابراین بهشون خرده نگیرید. اونا جای ما نبودند که یه سری سختیها و چالشهای بیخود رو درک کنند. موضوع بعدی یه سری حد و مرزهاست که با فرهنگ ما در تضاده و ممکنه بعضی آدمهای چارچوبدار نپسندنش. باز هم سخت نگیرید. کسی مجبورتون نکرده هرچی میبینید رو تو زندگی واقعیتون اجرا کنید :)))
همهی اینا به کنار، سکانس آخرش که همون عکس آخر اینجاست خیلی عجیب و تکاندهنده بود. جوری که کل برگام ریخت و الان فقط شاخه دارم :))))
در فرجام باید بگم که سریال حالخوبکنی بود. باعث میشد کمتر به زندانی بودنمون توی خونهی خودمون فکر کنم... دوست داشتید ببینیدش.