گذر
زیباتر از منی، از خودم میگذرم
تو اشک اولی، من بغض آخرم
قبل از دو رو شدن راهتو دور کن
ازم رد میشی میگذری، غمو مرور کن
مهرت به گلهها از ترس گرگه مگه نه؟
فرق حسودی و غبطه بزرگه مگه نه؟
شاید آدما مینویسن که فراموش نشن...
شاید هم برای اینکه احساساتشون نگنده...
فقط اینو میدونم که یه نویسنده ذاتا همیشه مینویسه، هرجایی که باشه...