تیغهی علف
زمانی که سوگوار کسی هستی، پیامش را در همهچیز میبینی. حتی در رقص نور روی تیغهی علف. تمام جهان تبدیل میشود به مترجم او.
و بعد جملهای را به زبان آوردم که گفتنش در ثانیههای واپسین همیشه راحتتر میشود؛ زمانی که دیگر خیلی دیر است.
گفتم: «دوستت دارم، عزیزدلم. بعداً میبینمت.» و پس از ثانیهای فکر کردن اضافه کردم: «بابت کاری که کردم معذرت میخوام.»
زندگی ناممکن، مت هیگ