از کنکور و آدمهای متفاوتش
اونقدر از فضای مدرسه و کنکور دور بودم که حتی نمیدونم امسال چه زمانی برگزار میشه. طبیعی هم هست. سالها از اون دوران میگذره و وقتی بهش فکر میکنم میبینم چقدر سریع گذشته! انگار همین دیروز بود که دغدغهام کنکور بود و بعدش استرس ارائههای دانشگاه و پروژهی نهایی. ولی دوران کارشناسی بهم خوش گذشت :))) با علاقه میرفتم. اساتیدمو دوست داشتم. درسها رو هم. اگرچه بعضی همکلاسیهام خیلی رومخم بودند ولی تحملشون میکردم. از اینا بگذریم. چی شد که اصلاً یاد کنکور افتادم؟ این پدیدهی منحوس بیمار. دلیلش یه شخصه که نمیدونم چند روز دیگه کنکور داره و من سر یه مسئلهای بدجوری باهاش بحثم شد و خیلی وقته با هم صحبت نمیکنیم. خلاصه چندوقتیه یادش افتادم و به این فکر میکنم که این روزا، روزهای سختش هستند که من میتونستم کنارش باشم، ولی خودش باعث شد اینطوری نشه. ناراحتم. کاش اینجوری نمیشد ولی در کل تجربه بهم ثابت کرده با متولدین 82-83 به اینور باید خیلی سرسنگین برخورد کنم. زیاد که باهاشون قاطی بشی هوا برشون میداره و فکر میکنند خبریه. در نهایت هم برای خودت شاخ میشن. منم اصلاً با آدمای گستاخ نمیتونم کنار بیام و خب، نتیجه میشه همین که میبینید. بچهجون اگه میبینی من همقد تو به نظر میرسم برای اینه که خودم سرم رو خم کردم و رو زانوهام نشستم که اندازهی تو بشم. تو که نباید پیش خودت فکر کنی واقعاً اندازهی توام! نباید فکر کنی میتونی هرطوری دوست داری باهام حرف بزنی. فقط کافیه که از طرز حرف زدنت خوشم نیاد. اونوقت برام تموم میشی و کنارت میذارم. در فرجام هم کسی که یه خواهر بزرگترو از دست میده تویی نه من. و به قول حبیب توی لیسانسهها من ضرر میکنم یا تو؟! :)))
پ.ن:
1. کلا تعمیم دادن یه موضوع به همهی آدمای یه دسته رو دوست ندارم و کار عاقلانهای هم نیست. میدونم همهی متولدین 83 به بعد اینجوری نیستند ولی در کل توی این دسته چنین آدمایی زیاد دیدم.
2. خستگی زیااااااد، خستگی خیلی زیااااد🥱
3. شبت به خیر✨ خوب بخوابی🌀